۰۹۰۱۶۳۱۱۸۷۰
منوی دسته بندی

ده مهارت موثر در کوچینگ

مهارت‌های کوچینگ، ابزاری هستند که هنگام تبدیل شدن به یک مربی مؤثر، باید روی آن توجه داشت. کوچینگ به معنای ایجاد تعادل مناسب بین دو چیز برای مربی است: حمایت و چالش. یک مربی خوب برای انجام این کار به چندین مهارت ضروری نیاز دارد:

1. گوش دادن

شما نمی توانید مربی خوبی باشید مگر اینکه شنونده خوبی باشید. این موضوع فقط به معنای گوش دادن به آنچه گفته می شود نیست. به معنای گوش دادن به چیزی است که گفته نمی شود!

مدل GROW چهار سطح از مهارت های گوش دادن را مشخص می کند:

  • گوش دادن دقیق – توجه کامل به فرد.
  • گوش دادن دقیق – درک کامل موضوع.
  • گوش دادن همدلانه – نشان دادن احساسات با صحبتهای طرف مقابل و موضوعاتی که مطرح می شود. (خود را جای طرف مقابل گذاشتن)
  • گوش دادن مولد – درک کامل موضوع مورد نظر، که به شما امکان می دهد سوالات اساسی بپرسید.

2. سؤال کردن

انواع مختلفی از سوالات وجود دارد که می توان از آنها استفاده کرد. بهترین سوالات، سوالاتی هستند که بینشی را نسبت به فردی که مربیگری می کنید، ایجاد کند. سؤالات باز خود را با یکی از این موارد شروع کنید:

  • چه چیزی
  • کجا
  • چه زمانی
  • چه کسی
  • چرا
  • چگونه

در سناریوی کوچینگ، فقط از سؤالات باز استفاده می‌شود تا دستور کار کاملاً تحت کنترل مربی باشد. با این حال، در عمل، همیشه خوب است که از سؤالات بسته برای روشن کردن چیزها استفاده کنید یا سؤالات را بررسی کنید تا کمی عمیق تر شود. در اینجا به چند مورد اشاره می شود:

  • عاقل ترین فردی که می شناسید در حال حاضر چه توصیه ای به شما می کند؟
  • چه کاری دیوانه کننده / رادیکال / شجاعانه است؟
  • چه چیزی مانع تو است؟
  • در آینده برای شما چه اتفاقی می افتد؟
  • بهترین سوالی که الان می توانم از شما بپرسم چیست؟
  • آیا چیزی وجود دارد که در مورد خود باور داشته باشید که ممکن است مانع شما شود؟
  • چه چیزی یاد گرفته اید. آیا از طریق این فرآیند در مورد خودتان یاد می گیرید؟
  • بهترین/ بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟

3. ایجاد ارتباط

این اولین مهارتی است که باید به عنوان مربی از آن استفاده کنید زیرا دروازه اعتماد است. فرآیند کوچینگ کار نخواهد کرد مگر اینکه از ابتدا یک رابطه خوب ایجاد کنید و این موضوع می بایست در طول رابطه کوچینگ حفظ شود. ارتباط چیزی است که به مربیان اجازه می‌دهد تا با مشتری خود احساس آرامش کنند. به طوری که بتوان موانع و ترس‌های شخصی را شناسایی کرد. همچنین به مربی اجازه می دهد تا سوالات چالش برانگیزتری بپرسد.

برخی از موارد کلیدی که هنگام ایجاد رابطه ظاهر می شوند عبارتند از:

  • همدلی
  • استفاده از زبان بدن
  • استفاده از صدا و زبان
  • صمیمیت و با شخصیت بودن. برای مثال، ایجاد رابطه با کسی که تماس چشمی و لبخند می‌زند، آسان‌تر است. بهتر است با مراجع خود در زوایای قائمه بنشینید تا در مقابل آنها.

کوچینگ تا حدودی شبیه یک قرار ملاقات دوستانه است. اگر احساس می‌کنید که نمی‌توانید با مربی ارتباط برقرار کنید، بهتر است این موضوع را زودتر تمام کنید و مربی جایگزین پیدا کنید.  کوچینگ موفق نتیجه مستقیم رابطه است. برای مربیگری موثر، می توانید از مدل مغزی هرمان برای شناسایی دقیق ظرفیت واقعی افرادی که مربی آنها هستید استفاده کنید.

4. همدلی

همدلی را می‌توان به عنوان توانایی ما برای قرار دادن خود به جای دیگران و قدردانی از احساس یا تفکر آنها در یک موقعیت خاص تعریف کرد. دانیل گولمن، که مفهوم «هوش عاطفی» را ابداع کرد، عقیده دارد که «همدلی مهمترین مهارت افراد است». او می‌گوید که همدلی یک مهارت ارتباطی مهم است، اما می‌توان آن را به راحتی فراموش کرد، زیرا ما به جای اینکه بر احساس طرف مقابل تمرکز کنیم، بر آنچه باید در یک موقعیت انجام شود متمرکز می‌شویم!

تأثیر همدلی این است که به شما کمک می کند تا نیازهای طرف مقابل را درک کنید و دیدگاه ها و احساسات او را بشناسید. این موضوع در هنگام ایجاد اعتماد و ارتباط در رابطه مربیگری دارای اهمیت زیادی است.

باید توجه داشت که همدلی با همدردی متفاوت است. وقتی همدلی می کنیم با ناراحتی آن شخص یکی می شویم. در واقع شما خود را به جای او می گذارید. در مقابل، همدردی احساس شفقت یا اندوه برای سختی هایی است که شخص دیگری تجربه کرده است.

5. خلاصه کردن و انعکاس

یکی از مهارت‌های شنیداری، خلاصه گفتن مطالبی است که قرار است به طرف مقابل منتقل کنید. این کار به روشی منطقی و واضح انجام می شود، به مربی فرصت می دهد تا در صورت لزوم چیزی را اصلاح کند. خلاصه کردن از این جهت مفید است که مربی را بر روی موضوع و پیشرفت فرد متمرکز نگه می دارد.

انعکاس به معنای تکرار یا بازنویسی دقیق آنچه مربی گفته است، اشاره دارد. بازتاب یک مهارت قدرتمند است که می تواند افکار مربی را تقویت کند. این به مربی اجازه می دهد تا عقب نشینی کند و به یک موضوع به طور عینی نگاه کند.

6. باز کردن باورهای محدود کننده

این مهارت در مورد پرسیدن سوالات چالش برانگیز است. برای مثال؛ باورها «اصولی هستند که بدون اثبات به عنوان یک واقعیت، پذیرفته شده اند».

باورها چیزهای عجیبی هستند. هر یک از ما چنین باورهایی را در وجود خود داریم و اغلب حتی آنها را زیر سوال نمی بریم. ما آنها را درست می دانیم حتی اگر هیچ مدرکی برای اثبات آنها نداشته باشیم.

باورهای ما تاثیر زیادی بر رفتار ما دارند. برخی از باورها می توانند به ما کمک کنند تا موفق شویم و بسیاری از آنها می توانند ما را عقب نگه بدارند، اینها به عنوان «باورهای محدود کننده» شناخته می شوند.

در نتیجه، کمک به مربی خود در شناسایی و به چالش کشیدن باورهای محدودکننده می‌تواند یکی از قدرتمندترین بخش‌های فرآیند کوچینگ باشد و می‌تواند فرآیندی روشن‌گر و حتی احساسی برای مربی باشد. نقش مربی این است که مردم را وادار کند تا باورهای درونی خود را زیر سوال ببرند.

7. متمرکز ماندن

به عنوان یک مربی واقعاً مهم است که مطمئن شوید که جلسه کوچینگ در مسیر درست پیش می رود و به یک بحث یا چت کلی تبدیل نمی شود. همچنین مهم است که اطمینان حاصل شود که مربی بیش از حد منحرف نمی شود یا در جزئیات گرفتار نمی شود.

متمرکز ماندن می تواند شامل خلاصه کردن و هدایت جریان گفتگو به چارچوبی مانند مدل GROW با استفاده از پرسش های بیشتر باشد. همچنین می تواند به معنای مداخله گاه به گاه برای بازگرداندن نکاتی به مسیر اصلی باشد.

8. قضاوت نکردن و ذهن باز

این یک مهارت حیاتی است که پایه و اساس یک مربی خوب است. ما نمی توانیم یک انسان دیگر را قضاوت کنیم. مربی درجه یک بودن به معنای کنجکاو بودن و داشتن ذهنی باز است.  همچنین گشاده رویی این مفهوم را می رساند که افراد دیدگاه های متفاوتی دارند و باید برای آنها ارزش قائل شد.

9. دادن بازخورد سازنده

یکی از مفیدترین چیزها برای مربی می تواند این باشد که به چیزهایی که توجه شما را جلب می کنند، اشاره کنید. گاهی اوقات مردم چیزهایی را در مورد خودشان نمی بینند و اغلب دیگران آنقدر شجاع نیستند که به آنها بگویند. به عنوان یک مربی، شما دارای موقعیت ممتازی هستید که می توانید این موارد را به آنها گوشزد کنید، بنابراین با استقبال خوبی مواجه می شوید و به آنها در مسائلشان کمک می کند.

قضاوت نکردن (به مهارت 8 در بالا مراجعه کنید) کلیدی است. علاوه بر این، مطمئن شوید که بازخورد شما خاص و سازنده است. « در اینجا چیزی است که من متوجه شدم…» یک دیالوگ خوب برای شروع خواهد بود.

10. مقاومت در برابر وسوسه گفتن

به مشتری خود نگویید که فکر می‌کنید پاسخ‌ها چه هستند و چه توصیه ای برای حل این پرسش دارید. گاهی نیاز است که راهکار ارائه ندهیم بلکه منتظر ارائه یک راهکار جدید از جانب طرف مقابل باشیم.

 

یک نظر

  • نفیسه کامکار گفت:

    سلام استاد بحیرایی عزیز ، افتتاح سایت رو تبریک میگم بهتون و مقاله هم مطالب ساده ، مختصر و کاربردی ،
    ارزوی موفقیت های روز افزون .

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Call Now Button