۰۹۰۱۶۳۱۱۸۷۰
منوی دسته بندی

پنج دلیل که چرا رهبران به مربی نیاز دارند!

به طور کلی، یک مربی می تواند در بسیاری از زمینه ها مفید باشد. نقش یک مربی همراهی و اجازه دادن به فرد تحت آموزش است تا از خودش پیشی بگیرد و خودش پیشرفت کند. یک مربی ورزشی به ورزشکاران کمک می کند تا عملکرد خود را افزایش دهند. یک مربی زندگی به مشتری کمک می کند تا زندگی روزمره خود را سالم تر کند. و البته کسب و کار نیز از این قاعده مستثنی نیست. امروزه کوچینگ برای هر کسب و کار و مجموعه ای به عنوان یک اهرم است که نباید از آن غافل شد. چرا؟ در ادامه به دلایل اصلی آن خواهیم پرداخت.

1. داشتن یک تبادل کیفیت

اول از همه، به عنوان یک رهبر، داشتن یک مربی این فرصت را به شما می دهد تا تبادلی سودمند داشته باشید. هم مربی و هم فردی که تحت آموزش قرار می گیرد، می توانند به تخصص و تجربه مربوطه خود تکیه کنند تا دقیق تر فکر کنند و با اهداف تعریف شده در بالادست همسو شوند. رویکردها ممکن است متفاوت باشد، اما کیفیت این مبادله یک جهت مشترک دارد و آن هم موفقیت است.

2. گسترش افق ها و روشن کردن اهداف

یک مربی به رهبر کمک می کند، صرف نظر از سطح تجربه او، تمام کلیدهای ضروری را که یک رهبر برای انجام کار به آن نیاز دارد، به دست آورد. یکی از این کلیدها، توانایی تعیین اهداف روشن است که با ارزش های رهبر و چشم انداز شرکت مرتبط است. بنابراین، رابطه مربیگری که بین دو طرف وجود دارد به روشن شدن آینده متصور شده و ابزار رسیدن به آن کمک خواهد کرد. یک کوچ رهبری به رهبر کمک می کند تا دید خود را گسترش دهد.

3. تعریف مجدد رهبری، یا برداشتن یک قدم به عقب

به عنوان یک رهبر است مهم است که بدانید تحت تأثیر روزمرگی قرار نگیرید، زیرا قلب رهبری در جای دیگری است: در انتقال و همکاری.

مربی به شما این امکان را می دهد که برای تعامل یک گام به عقب بردارید، یک گام به عقب در زندگی روزمره به شما اجازه می دهد که همیشه با هدف اولیه موافق باشید. بنابراین کیفیت انتقال دیدگاه شما و همکاری که می توانید با تیم های خود ایجاد کنید ضروری است. بنابراین، برای داشتن دیدی روشن از اهرم ها و زمینه های بهبود، یک گام به عقب برداشتن ضروری است. هر تیمی از افراد با نیازها و خواسته های خود تشکیل شده است. چیزی که به شما امکان می دهد بهتر آنها را در کارهایشان همراهی کنید، توانایی شما در انتقال دید خود و در نتیجه ایجاد اهداف مشترک است.

4. یادگیری اهمیت هوش هیجانی

شاید هوش هیجانی یا هوش عاطفی یا EQ مفهوم جدیدی به نظر بیاید، اما واقعیت این است که همین مفهوم، با نام‌های متفاوت، بیش از یک قرن دغدغه‌ی روانشناسان بوده است.

ادوارد تورندایک (Edward Thorndike) از روانشناسان برجسته قرن بیستم در حوزه‌های یادگیری، آموزش و هوش، در سال ۱۹۲۰ مفهومی به نام هوش اجتماعی یا Social Intelligence را به صورت زیر تعریف کرد:

«هوش اجتماعی یعنی توانایی درک و مدیریت کردن مردان، زنان، دختران و پسران، برای رفتار خردمندانه در روابط انسانی.»

تورندایک در جای دیگری هم در توضیح هوش اجتماعی چنین می‌گوید:

«هوش اجتماعی به این معناست که بتوانیم انگیزه رفتارهای خود و دیگران را به خوبی درک کرده و از این اطلاعات در تعاملات اجتماعی استفاده کنیم.»

همان‌طور که می‌بینید این تعریف‌ها، به آن‌ چیزی که امروز به عنوان هوش هیجانی یا هوش عاطفی می‌شناسیم بسیار نزدیک هستند.

هوش هیجانی یک نکته حیاتی برای توسعه رهبری در یک تجارت است. برای تقویت این جنبه، کوچینگ معمولاً به سمت یادگیری هوش هیجانی سوق داده می شود. هوش هیجانی به شما این امکان را می دهد که نگرش خیرخواهانه تری را اتخاذ کنید. تسلط بر هوش هیجانی، هم شور و شوق و هم عملکرد را پرورش می دهد. رهبری که بر این هنر تسلط دارد، می‌تواند به دیگران الهام ببخشد.

5. خودتان یک مربی شوید

اساسی‌تر از رفتار یک مربی، مهم این است که چگونه فکر می‌کنید. یک مدیر خوب کسی است که راه و رسم مربی‌گری را به خوبی بداند، طرز فکر یک مربی را داشته باشد و آن چیزی نیست جز اعتقاد داشتن به پتانسیل افراد و تمایل به کمک به آنها برای رسیدن به موفقیت. آنها اعتقاد دارند که کارمندان‌شان می‌توانند رشد کنند و تلاش می‌کنند تا آنها را در این مسیر یاری کنند، در پی کشف پتانسیل‌های افراد با آنها تعامل کرده و هیچگاه دست از حمایت برندارد.

تا زمانی که چنین طرز فکری نداشته باشید، محال است که بتوانید یک مربی شوید. دقت داشته باشید مربی‌گری، اتخاذ تصمیم مشترک به کمک کارمندان‌تان است. از کارمندان خود در جهت آموختن و کسب مهارت حمایت کنید و به آنها یاد دهید چگونه مهارت و دانش‌ لازم را بیاموزند. به عبارت دیگر نقش یک مربی، کمک به کارمندان برای مسلط شدن در مهارت‌ها و تبدیل شدن به کارمندی مستقل و شایسته در راه رسیدن به اهداف مشترک شرکت و شخص آنها است.

اگر فرهنگ سازمانی و طرز فکر شما حمایت‌گر چنین تغییری است، تلاش کنید به یک مربی ماهر برای کارمندان‌تان تبدیل شوید تا به آنها کمک کنید که به این سه خواسته مهم برسند.

مربی شدن یک تجربه سازنده است. رهبري كه از خدمات يك مربي بهره برده است، علاوه بر رشد در آن، ممكن است حتي بتواند تجربه خود را به ديگران نيز منتقل كند. بنابراین مربی تسهیل کننده ای است که به شما اجازه می دهد نگاه متفاوتی به خود و همچنین به روابط خود با دیگران داشته باشید. بنابراین، تجدید خود به عنوان یک رهبر برای ادامه تکامل دائمی ضروری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button